موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )

41

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )

بز كوهى و قرقاول به حد افراط مشاهده مىشود و در بيابان از حيوانات گوشتخوار شغالى ديده مىشود كه اهالى چكاتكا نامند و شباهت زيادى به گرگ دارد ولى از آن كوچكتر و خطرناكتر است . جسارت اين حيوان به قدريست كه شب داخل اردو شده چكمه سربازان را مىبرد و به لذت مىخورد و ممكن نيست از صداى زوزهء آن شنونده برخود نلرزد و زمانيكه گرسنگى به اين حيوان زورآور شود به قبرستان رفته اجسادى كه جديدا دفن كرده‌اند درآورده مىخورد . كفتار به حد افراط ديده مىشود ولى ببر كمتر ديده شده معذلك قضيهء آتى الذكر در حضور خودمان اتفاق افتاد ، بدينمعنى كه اغلب سربازان به شكار مىرفتند رؤسا هم‌چون تيراندازى ايشان خوب مىشد از اجازه دريغ نميكردند . دو نفر از سربازانى كه اخيرا از روسيه آمده بودند بهوس شكار افتادند چون از محل پردرختى مىگذشتند دفعة حيوانى خشمناك بايشان حمله‌ور شد يكى از ايشان تيرى به جانب آن انداخت كه خطا رفت ديگرى صبر كرد تا حيوان نزديك شود مبادا تير او هم خطا رود همين كه نزديك شد چنان تيرى ميان پيشانيش زد كه فورا بىحركت ماند . سربازان ما كه خطر را كوچك فرض كرده بودند از مشاهدهء ببر و قيمت پوست آن خيلى خوشوقت شده آن را به منزل حمل كردند و نه‌تنها بزرگى آن مايهء تعجب بود بلكه تا حال ببر به اين قشنگى نديده بودم - خود سربازانهم ميدانستند كه اگر در هندوستان چنين شكارى كرده بودند از مشاهير شكارچيان محسوب ميشدند . آنچه به نظر من ميرسد اينست كه بايد اين ببر از گرسنگى از نواحى بغداد به اين سرزمين آمده باشد . چندى قبل كاروانى از تفليس گذشت كه عرق اسلاميت ايشان را به چنين مسافرت طولانى دشوارى وادار كرده بود . در قفقازيه طوايف مختلفه زندگانى مىكنند و به تمام السنه تكلم نموده خود را اجداد ملل متنوعهء اروپا ميدانند . در ميان اين طوايف طايفه‌اى باسم تاتارنوگه ديده مىشود كه سالى پنجاه نفر از آنان به مكه ميروند و راه صعب العبور نجد را طى كرده به زيارت قبر محمد موفق مىشوند و با آنكه بى خبر از علم جغرافيا راه بىفايدهء زيادى را مىپيمايند معذلك ذهاب و اياب ايشان بيش از